سديد الدين محمد عوفى
664
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
مقنعهء دو گزى ايشان « 1 » بر دستارسى گزى مردان ترجيح دارد و هيچ نعمتى مر آدمىزاد را وراى « 2 » زن « 3 » پارسا نيست . و متنبى مىگويد « 4 » شعر : فما التانيث لاسم الشمس عيب * و لا التذكير فخر « 5 » للهلال « 6 » نيست عيبى « 7 » آفتاب چرخ را * گر كسى گويد مر او را كوزنست ماه نو را گر مذكر خواندهاى * او ننازد ز آنكه از خور « 8 » روشنست و ما درين باب حكايات زنان زاهده « 9 » و سبب زهد و عبادت ايشان تقرير كنيم و بيان عفت ايشان در قلم آريم بمشية اللّه و عونه . حكايت ( 1 ) آوردهاند كه ايام خلافت امير المؤمنين منصور مردى بود كه « 10 » با خود قرار داده بود كه زن نخواهد « 11 » تا با صد كس مشورت نكند ، و با نود و نه تن مشورت كرد و شب درآمد و بخفت و « 12 » قرار داد كه بامداد نخست كسى كه مرا پيش آيد با وى مشورت « 13 » كنم . بامداد « 14 » چون از خانه « 15 » برون آمد « 16 » ديوانهاى
--> ( 1 ) - متن و بنياد - ايشان ، مج : او . ( 2 ) - مج + دولتى . ( 3 ) - مپ 2 : زنان . ( 4 ) - بنياد - و متنبى مىگويد . ( 5 ) - متن : فخرا . ( 6 ) - مپ 2 و بنياد اين بيت را نياورده است . ( 7 ) - مج : عيب . ( 8 ) - مپ 2 : : خود ، مج : مه . ( 9 ) - مج + و پارسا ( 10 ) - مپ 2 - بود كه . ( 11 ) - مپ 2 و مج : نخواهم . ( 12 ) - مج : با خود . ( 13 ) - مج : مشاورت . ( 14 ) - مج - بامداد . ( 15 ) - مپ 2 - از خانه . ( 16 ) - مج : آمدم + اول كسى كه او را پيش آمد .